#آیا_می_دانستید 💡

بعضی از مثل ها ، از اشعار و داستان های کهن فارسی ریشه گرفته اند و به تدریج به شکل مثل میان مردم رواج پیدا کرده اند ، همانند مثل "کار نیکو کردن از پر کردن است ".که از داستان زیبای از" هفت پیکر "نظامی گنجوی گرفته شده است و در اینجا شنیدن آن خالی از لطف نیست.

آوردند که ؛"بهرام گور "که در تیراندازی مهارت فروانی داشت، روزی به همراه کنیزک زیبا و محبوبش عازم شکار شد. شاه می خواست، توانایی خود را به کنیزک نشان دهد، پس صید بسیار کرد و هر تیری که زد به هدف خورد، همگان به حمد و ثنای شاه پرداختند، اما زن هیچ نگفت.

پس شاه گورخری را در تیررس قرار داده و رو به کنیزک کرده و می گوید :"میل دارم این حیوان را به شیوه ای که تو می گویی بکشم"،  کنیزک می گوید:" به گونه ای او را بکش که سم گور به گوشش دوخته شود. "بهرام با تدبیری جالب این کار را انجام می دهد و همگان از مهارت شاه حیرت زده می شوند، جز کنیزک که با غرور می گوید :"کار نیکو کردن از پر کردن است "،یعنی این کار تو نشانه ای از زور و قدرت تو نیست، بلکه به خاطر ممارست و تمرین فراوان حاصل شده است.پس بهرام از این سخن و گستاخی ، به شدت عصبانی شده و فرمان می دهد، یکی از صاحب منصبان لشکرش کنیزک را بکشد.

کنیزک که مرگ را در پیش روی خود می بینند، با حالت تضرع از صاحب منصب می خواهد که او را نکشد، که چون بهرام در حالت عصبانیت این تصمیم را گرفته و اگر بعد ها شاه از کرده خود پشیمان شود، او را مجازات خواهد کرد. حرف کنیزک از نظر صاحب منصب منطقی آمد، پس او را نمی کشد و پنهانی به قصری خارج از شهر برده تا کنیزک به طور ناشناس در آنجا به خدمت مشغول باشد.

کنیزک که علاوه بر زیبایی، هوش سرشاری نیز داشت، برای بازگشت به جایگاه پیشین تدبیری اندیشید، به این صورت که در کاخ شصت پله وجود داشته و کنیزک هر روز گوساله ای کوچک را از آن بالا می برد و با گذشت شش سال  و تبدیل شدن گوساله به گاوی تنومند باز کنیزک به دلیل تمرین روزانه به آسانی می توانست، گاو را از پله ها بالا ببرد، پس کنیزک زمان را مناسب دید و از صاحب منصب خواست که، بهرام گور را به بهانه ای به کاخ شصت پله بیاورد.

پس صاحب منصب چنین کرد و بهرام با دیدن صحنه ای که زنی گاوی را از پله ها بالا می برد، چندان شگفت زده نشد و گفت :"این حیله ای بیش نیست این زن این گاو را از زمانی که گوساله ای بوده از پله ها بالا و پایین می برده، پس تنها از طریق تمرین و ممارست به این توانایی رسیده است"، کنیزک که  روی خود را پوشانده بود، منتظر شنیدن همین سخن از زبان شاه بود، پس در جواب می گوید :"آگر این کار سخت از زنی ضعیف، تنها ناشی از تمرین است، پس چگونه است که، مهارت شاه را در تیراندازی نباید ناشی از تمرین دانست.!؟! "

پس شاه دانست که، این زن همان کنیزک زیبا و محبوبش است، پس او را در برگرفته و بر هوش زن آفرین می گوید و از رفتار گذشته عذر خواهی می کند و صاحب منصب را به دلیل آنکه فرمان را اجرا نکرده است، مورد لطف قرار می دهد.