💢"میلتون اریکسون"، روان‌درمانگر و نابغه برنامه‌ریزی‌های ذهنی، وقتی ۱۲ ساله بود دچار بیماری فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گفت پسرتان شب را تا صبح دوام نمی‌آورد.
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید. فکر کرد شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد. تصمیم گرفت تا سپیده‌دم نخوابد. وقتی خورشید بالا آمد، فریاد زد: "مادر من هنوز زنده‌ام!"

🔺چنان شادی عظیمی خانه را فرا گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شبِ دیگر، درد و رنج خانواده‌اش را عقب بیندازد. اریکسون در سال ۱۹۸۰ در ۷۵ سالگی درگذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر محدودیت‌هایش به جا گذاشت.

✍کانال آموزه های سازمانی