💢رهبری بد در سازمان و اجتماع
برگرفته از کتاب Bad Leadership

باربارا کِلِرمن استاد دانشگاه هاروارد درباره خوب و بد رهبری در سازمان‌ها و جوامع بسیار نوشته است. در کتاب "رهبری بد"، کِلِرمن مشخصا به موضوع رهبری بد می‌پردازد که چیست، چگونه پدید می‌آید و چرا مهم است. او رهبری را از رهبران متمایز می‌داند و بر این باور است که رهبری از سه مؤلفه رهبر، پیروان و زمینه و زمانه تشکیل می‌شود. رهبری بد عبارت است از مجموعه رهبر بد و پیروان بد. بدون پیروان، رهبران نمی‌توانند بد عمل کنند.

کِلِرمن رهبری بد را به دو دسته تقسیم می‌کند: بد از لحاظ کارایی و اثربخشی و بد از لحاظ اخلاقی. رهبران بد یا ناکارآمد هستند یا غیراخلاقی یا هر دو. رهبران ناکارآمد و غیرمؤثر منابع را هدر می‌دهند و به اهداف هم نمی‌رسند. رهبران غیراخلاقی از هر وسیله‌ای برای دستیابی به هدف استفاده می‌کنند.

او بر این اساس هفت گروه رهبری بد را از هم تفکیک می‌کند:
۱) نالایق
بی‌عرضه و بی‌کفایت و فاقد صلاحیت و مهارت که هیچ تغییر مثبتی را رقم نمی‌زند.

۲)سرسخت
سفت و سخت و تسلیم‌ناپذیر. توانمند اما ناسازگار و ناهمراه با تغییر

۳) نامتعادل
فاقد خودکنترلی که در اندیشه اصلاح خود و بهبود اوضاع نیست.

۴) سنگدل
نادیده گرفتن نیازها و بی‌احساسی و بی‌توجهی نسبت به خواسته اکثریت به‌ویژه محرومان و فرودستان

 ۵) فاسد
دروغگو و متقلب و دزد. ترجیح منفعت شخصی بر منافع عمومی

۶) منزوی
برج‌عاج‌نشینی و نادیده گرفتن رفاه دیگرانی که خودی محسوب نمی‌شوند.

۷) شرور
جنایتکار و شیطان‌منش و آسیب‌رسان به جسم و روان مردم
 
سه نوع اول، رهبری ناکارآمد و چهار نوع بعد، رهبری غیراخلاقی است. امتزاج این دو معجونی است سمی و شیطانی. نمونه مثالی این امتزاج در افرادی چون آدولف هیتلر و رادوان کارادیچ و رهبران مشهور برخی سازمان‌ها سربرآورده است. واقعیت آن است که رهبران بد، در معنای درست و واقعی کلمه، رهبر نیستند گمراه‌کننده هستند. البته تردیدی نیست که رهبران اصیل با شخصیتی یکپارچه و روشی شایسته و قصد خدمت‌گزارانه با چاشنی کارایی و اثربخشی و فضیلت اخلاق در سازمان‌ها و جوامع کم نیستند و هم‌آنان هستند که به هدایت و تغییر و تحول ژرف انسان‌ها همت می‌کنند، اما از چیستی و چگونگی و چرایی رهبری بد و تآثیر سوء و عمیق آن نباید غافل شد.

✍مسعود بینش - هم آفرینی آینده