💢استعفای عاطفی
آدم‌ها موقع استعفا مدیرشون رو ترک میکنن، نه شرکتشون رو

شاید کلمه طلاق عاطفی زیاد به گوشتون خورده باشه، طلاق عاطفی نوعی از جداییه که زن و شوهر هرچند با هم زیر یک سقف زندگی می‌کنن، اما هیچ مهر و محبت و عاطفه‌ای بینشون نیست، انگیزه‌ای برای پیشرفت و بهتر شدن زندگی مشترک ندارن و تنها چیزی که زوجین رو بهم وصل می‌کنه، همون قرارداد محضریه که اول زندگی هر دو طرف قبولش کردن.

شاید بپرسید خب چرا طلاق عاطفی میگیرن و به طور کامل جدا نمیشن، علتش اینه که معمولا یکی از دو طرف یا هر دو طرف به هر دلیلی نمیخواد یا نمیتونه جدا زندگی کنه. به عبارت بهتری دو نفر از ادامه رابطه استعفا میدن. این استعفا فقط در زندگی مشترک نیست در خیلی جاها وجود داره، مثلا در خیلی از سازمان‌ها کارمندها از کارشون استعفای عاطفی میدن!

استعفای عاطفی یعنی کارمند از نظر احساسی خودش رو از سازمان جدا میدونه، حضور فیزیکی داره توی سازمان اما دلش با سازمان نیست. فقط میاد ساعت ورود و خروج میزنه و میره، دیگه میلی به پیشرفت نداره، پیشنهاد نمیده، هرچی بگی میگه چشم. دلش برای شرکت نمیسوزه اگه متوجه تهدیدی برای شرکت بشه هم باز براش مهم نیست.

شاید فکر کنید مهمترین عامل حقوق و دریافتی کارمنده ولی نه ادما به خاطر حقوق کم استعفای عاطفی نمیدن عوامل مهمتری دخیله. مثلا وقتی کارمند تبعیض و پارتی بازی ببینه، کلی تلاش و ذوق به خرج بده ولی رشد و پیشرفتی هم براش اتفاق نیوفته و در عوض ببینه آدم‌های بی‌لیاقت به راحتی ارتقا میگیرن و رشد میکنن و دیده میشن استعفای عاطفی میدن.

وقتی کارمند میبینه ده‌ها کار مثبت برای شرکت انجام داده اونم به صورت داوطلبانه و بدون اینکه کسی ازش توقع انجام داشته باشه و هیچ وقت دیده نشده و هیچ تاثیری نه در حقوق نه سِمَت داشته و نه حتی یه تشکر خشک و خالی ازش شده ولی در مقابل برای کوچکترین خطا و اشتباهی که سهوا هم اتفاق افتاده، بازخواست میشن، استعفای عاطفی میدن!

استعفای عاطفی وقتی رخ میده که ما کارمند متخصص و با تجربه استخدام میکنیم ولی نه برای اینکه اون به ما بگه چه کار کنیم، استخدام میکنیم که ما دستور و طرح بدیم و اون کارمند فقط بگه چشم. وقتی کارمند میبینه تجربیات و تخصصش جایی کاربرد نداره و دیده هم نمیشه استعفای عاطفی میده!

آدام اسمیت هم در کتاب عواطف اخلاقی میگفت آدم‌ها دوست دارن تحسین برانگیز باشن، انقدر تحسین برانگیز که نیاز به تحسین کسی نداشته باشن!
نکته مهم همینجاست، مدیرها عموما فکر میکنن مسئله مهم برای کارمندها پوله، بله پول عامل خیلی مهمیه ولی عامل مهمتر برای کارمندها، توجه و دیده شدن و مهیا بودن شرایط برای پیشرفتشونه!

کارمندها استعفای عاطفی میدن بخاطر اینکه نمیتونن شرکت رو ترک کنن حالا یا به خاطر اینکه پیشنهاد جایگزین ندارن یا به خاطر اینکه به شرکت بدهی دارن و نمیتونن تسویه کنن یا اینکه قرارداد دارن با شرکت و باید به قراردادشون پایبند باشن یا دلایل شخصی دیگه‌ای دارن، ولی اگر شرایط براشون مهیا باشه لحظه‌ای دریغ نمیکنن و شرکت رو ترک میکنن.


استعفای عاطفی در خیلی جاها وجود داره مثلا فرزندی که با خانواده زندگی میکنه ولی بخاطر اینکه کسی در خانواده درکش نمیکنه از روابط خانوادگی استعفا میده یا مردمی که بخاطر محدودیت‌ها و شرایط سخت از کشورشون استعفای عاطفی میدن و ذره‌ای براشون اهمیت نداره چه بر سر کشور میاد یا…
نکته مهم اینجاست که:
آدمها جایی رو ترک نمیکنن، آدم‌ها آدم‌ها رو ترک میکنن

✍پوریا بختیاری