📕 عنوان کتاب: اعترافات یک تبلیغاتچی (Confessions of an advertising man)
✏ نویسنده: دیوید اگیلوی
📚دسته بندی: بازاریابی
✅معرفی:
دیوید اوگیلوی چهارده سال پس از راه اندازی آژانس تبلیغاتی بسیار موفق خود ، کتاب "اعترافات یک تبلیغاتچی" را در سال 1963 نوشت. این کتاب به سرعت با فروش میلیون ها نسخه و ترجمه به 14 زبان ، به یک کتاب پرفروش بین المللی تبدیل شد.
در نگاه اول شاید فکر کنید که این کتاب یک زندگینامه معمولی است، اما این یک تصور اشتباه است.جنبه زندگینامه ای "اعترافات یک تبلیغات چی"صرفاً پس زمینه ای است که برای برقراری ارتباط دروس رهبری ، جذب مشتری ، مدیریت مشتری ، نوشتن متن و تبلیغات - از جمله موارد دیگر - استفاده می شود.
"اعترافات یک تبلیغاتچی ، یک راهنمای عملی برای تبلیغات است."
سر آلن پارکر؛ کتاب اعترافات یک تبلیغاتچی را راهنمایی مناسب برای کسانی که میخواهند همه ی نگاه ها را به طرف خود بچرخانند و مشریان احتمالی را به فکر وادارند، تعبیر میکند . روزنامه نیویرک تایمز از اُگیلوی به عنوان نیروی خلاق تبلیغات مدرن یاد کرده است. مجله فوربس نیز در مورد کتاب اعتراف های یک تبلیغاتچی می گوید: یک کتاب سرگرم کننده و آموزنده است و برای تمام کسانی که دستاوردی برای ارایه و یا هدفی در سر دارند مفید است.
📖بخشی از کتاب :
در ابتدای راه وقتی دنبال مشتری میگشتم، به سراغ کسانی میرفتم که دوست داشتم کارشان را به ما بسپارند و همیشه با طرح این پرسش سر صحبت را باز میکردم که به نظر شما عمر مفید یک شرکت تبلیغاتی چند سال است و بیشترین فاصله میان دوران فراز و فرود آن چقدر میتواند باشد؟ مگر غیر از این است که هر چند سال یک بار یک شرکت به موفقیت چشمگیری دست پیدا میکند و هر آنچه را که در چنته دارد، به کار میگیرد تا مشتریانِ آنهایی را که دیگر رمقی برای نوآوری ندارند، به سمت خود بکشد و با کارهای ارزندهاش همه را شگفتزده کند؟! وقتی چند سال به همین منوال گذشت، بنیانگذاران که حالا دیگر ثروتی به هم زدهاند و میخواهند مجال بیابند تا خستگی کار را از تن به در کنند، بیانگیزه میشوند و آتشفشان خاموش، هیبت خود را از دست میدهد. اگرچه هنوز پابرجاست و به خاطر اسم و رسم و مشتریان قدیمی، بخاری از آن بلند میشود، ولی تولیداتش چیزی جز حرفهای تکراری و شبیهسازی کارهای قدیمی نیست. این جاست که بوی کهنگی شامهها را آزار میدهد و رقبا جان تازهای میگیرند؛ تازهنفسهایی که کمربندها را محکم بستهاند و خیال تصاحب جهان را در سر دارند. تعداد ستارههایی که این گونه افول کردهاند، کم نیست و همیشه کارمندان چنین شرکتهایی پیش از همه خبردار میشوند که اوضاع از چه قرار است؛ ولی پذیرش حقیقت برای هیچ کس آسان نیست.
وقتی صحبتم به این جا میرسد، میبینم طرف مقابل سخت به فکر فرو رفته، زیرا این واقعیت برای هر صنفی مصداق دارد و تازه پی میبرد که شرکت خودشان هم پیش از تبلیغ به چیزهای دیگری احتیاج دارد. در هر حال، من با این روش موفق شدم مشتریان خوبی پیدا کنم. هرچه باشد، وقتی حساب بانکیات خالی است، دست به هر کاری میزنی.
#کتاب #کسب_و_کار #بازاریابی

