📕 عنوان کتاب: از خوب به عالی (Good to Great)
✏ نویسنده: جیم کالینز
📚دسته بندی: مدیریت
✅معرفی:
برخی از شرکت ها همیشه عالی بوده اند ، مانند کوکاکولا. کتاب از خوب به عالی درباره این نوع شرکت نیست. این در مورد شرکت هایی است که مدت ها خوب بودند و به نوعی برای مدت طولانی عالی شدند. برای یافتن این شرکتها 1435 شرکت در یک دوره 40 ساله مورد بررسی قرار گرفتند. از این تحقیق ، یازده شرکت بزرگ پیدا شد. و سوالی که این کتاب سعی دارد به آن پاسخ دهد این است که چگونه این شرکت ها عالی شده اند و آیا این درس ها قابل تکرار هستند؟
پاسخ به طرز شگفت آور ساده ، عملی و سرراست است.اگر بخواهیم مفهوم اصلی کتاب از خوب به عالی را با یک کلمه توصیف کنیم ، این کلمه نظم و انضباط خواهد بود. انضباط. انضباط. انضباط.
برای رفتن از یک شرکت خوب به یک شرکت بزرگ ، شما به افراد منضبط ، فکر منضبط و عمل منضبط نیاز دارید.
افراد با نظم و انضباط: به معنای بدست آوردن افراد مناسب و تمرکز آنها بر تعالی است.
فکر منضبط: به معنای صادق بودن در مورد حقایق است و از کنار کشیدن خودداری می کنید.
اقدام منضبط: یعنی درک آنچه برای دستیابی به آن مهم است و چه چیزی نیست.
"خوب" دشمن "عالی" است؛ این کتاب در مورد عالی بودن است ، نه فقط خوب بودن. بسیاری از مردم و شرکت ها به خاطر این که خوب بودن راحت تر است، راضی به آن می شوند. بسیاری از شرکت ها حتی سعی نمی کنند عالی باشند. در تلاش نیستیم که در صنعت بهترین باشیم. بهترین بودن این است که هیچ جایی برای تفکر متوسط وجود ندارد. در زندگی ما نیز همین است. تعداد کمی از مردم زندگی بزرگی دارند. این به این دلیل است که آنها از زندگی خوب خوشحال هستند.
جیم کالینز از افراد موفق حوزهی تجارت و بازار کار است که در بسیاری از شرکتهای موفق در دنیا فعالیت کرده است. او تجربههای خودش را با استنادهای علمی در کتاب از خوب به عالی، چرا برخی شرکتها جهش میکنند و بعضیهای دیگر نه مطرح میکند. او راهکارهایی ارائه میکند تا ارزش یک مجموعه از متوسط به عالی ارتقا پیدا کند.
📖بخشی از کتاب :
در حقیقت، آقای هارت فورد اگر چه از دنیا رفته بود، روش او از طریق برگر تقریبا بیست سال در هیئت مدیره نیروی حاکم بود. همچنان که حقایق تلخی دربارهی ناهماهنگی بین طرح پیشین و تحولات کنونی دنیا وجود داشت و اینکه این تغییرات روزبهروز بیشتر میشد، شرکت ای.اند پی. دفاع شجاعانهی بیش از پیشی را در برابر آن حقایق ترتیب داد. طی اقداماتی، شرکت یک فروشگاه جدید به نام گلدن کی باز کرد؛ برندی جدا که با آن میشد روشها و مدلهای جدید را آزمایش کرد و از احتیاجات و نیازهای مشتری مطلع شد. این امر موجب فروخته شدن محصولات برند شرکت ای. اند پی. نشد، ولی مدیر فروشگاه آزادی بیشتری داشت؛ فروشگاه با غرفههای جدید متکبرانه آزمایش شد و به سمت توسعه و تبدیل آن به فروشگاه بزرگ مدرن پیش رفت. مشتریها واقعا آن را دوست داشتند.
اینجا، درست جلوی چشمانشان، پاسخ این سوال را دریافتند که چرا داشتند سهم خود را در بازار از دست میدادند و چه کاری در این باره از دستشان برمیآمد. آنها این واقعیتها را دوست نداشتند، برای همین فروشگاه را تعطیل کردند. سپس شرکت ای. اند پی. شروع به اجرای الگوی تغییر از یک استراتژی به استراتژی دیگر کرد و همیشه در حال جستوجوی راهحلی برای مشکلاتش بود....آیا این مربیها بیشتر از تیمهای دیگر برای ایجاد یک برنامهی عالی زحمت میکشند؟ آیا آنها سختتر کار میکنند؟ در حقیقت، خیر. تمام دستیاران مربیها شغل تمام وقت خارج از مربیگری دارند؛ مثل مهندسان، تکنسینهای کامپیوتر، معلمها و آنها در اصل هیچ پولی دریافت نمیکنند و زمانی از وقت گرانبهای خود را خارج از زندگی پرمشغله به آن اختصاص میدهند.
لینک خرید کتاب از فیدیبو : https://fidibo.com/book/65263-....%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D


